محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6770
تاريخ الطبرى ( فارسي )
با مال و اثاث خويش سوى اردوگاه مسلمانان شد . مسلمانان قونيه را ويران كردند ، آنگاه با اندرونقس و اسيران مسلمانان و نصرانيانى كه با اندرونقس بودند به طرسوس بازگشتند . در جمادى الاخر اين سال ميان ياران حسين بن حمدان و گروهى از ياران زكرويه ، كه از نبرد پيشين گريخته بودند و از راه فرات سوى شام مىرفتند ، نبردى شد كه جمعى از آنها را بكشت و گروهى از زنان و كودكانشان را اسير گرفت . در اين سال ، فرستادگان شاه روم كه يكيشان دايى پسرش اليون بود و بسيل خادم و جمعى ديگر به درشماسيه رسيدند با نامه اى از جانب وى براى مكتفى كه از او مىخواست اسيرانى را كه از مسلمانان در ديار روم بودند ، با روميانى كه در ديار اسلام بودند مبادله كند و مكتفى فرستاده اى را به ديار روم روانه كند كه اسيران مسلمان را كه در ديار روم بودند فراهم كند و خود او با شاه روم فراهم آيد كه دربارهء كار اتفاق كنند و بسيل خادم در طرسوس بماند تا اسيران رومى مرزها بنزد وى فراهم آيند كه آنها را با فرستادهء سلطان به محل مبادله برد . چند روز بر در شماسيه ببودند . پس از آن وارد بغدادشان كردند . هديه اى از فرمانرواى روم همراه داشتند با ده كس از اسيران مسلمان كه از آنها پذيرفته شد و چيزها كه فرمانرواى روم خواسته بود ، نيز پذيرفته شد . در اين سال ، يكى در شام دستگير شد كه مىگفت سفيانى است ، او را با جمعى همراه وى از شام به در سلطان بردند كه گفته شد آشفته سر است . و هم در اين سال بدويان در راه مكه دو كس را گرفتند كه يكيشان به نام حداد شهره بود و ديگرى به نام منتقم . گفته شد كه منتقم برادر زن زكرويه است ، آنها را در كوفه به نزار تسليم كردند كه نزار آنها را به نزد سلطان فرستاد . از بدويان نقل مىكردند كه اين دو كس به نزد آنها رفته بودند و دعوتشان مىكردند كه بر ضد سلطان